پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
حكايت شيريـــــــــــــــــــــــــــن
نوشته شده در سه‌شنبه 09 خرداد 1391
بازدید : 360
نویسنده : molaali13

حضرت موسي(ع)در راهي شيطان را ديد . در ضمن گفتگويي از او پرسيد :چه گناهي است كه اگر انسان آنرا انجام دهد تو بر او مسلط ميشوي كه هر كجا بخواهي او را ميكشاني؟شيطان گفت :


انساني كه از عمل نيك خود خوشحال باشد.انرا بسيار تصور كندولي گناهش را كوچك و ناچيز بشمرد.من بر او مسلط ميشوم.

روزي امام صادق(ع)به يكي از شاگردان خود فرمود:

درتمام اين مدت كه از من دانش اموختي .چه چيزي از مكتب من اموختي؟ان شخص عرض كرد:

چندين مسئله.

امام گفتند انها كدامند؟

شاگرد ان حضرت چنين بيان داشت:

1.فهميدم هر كس هنگام مرگ از انچه دوست دارد جدا ميشود. سعي كردم تا دوست كسي باشم كه در وقت مرگ از من جدا نشود.بلكه در تنهايي مونس من باشد و ان دوست كارهاي نيك و خير است چنانچه خداوند در قرآن کریم مي فرمايند:

(هر كس عمل بدي انجام دهد كيفر ان داده ميشود)

2.ديدم گروهي به داشتن مال افتخار ميكنند و گروهي به نياكان و طايفه خود مباهات مي نمايند و حال انكه خداوند متعال افتخار عظيم را در تقوا و پرهيزكاري قرار داده است انجا كه در قران مي فرمايد(گراني ترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست)

پس كوشش كردم كه نزد خـــــــــدا گرامي و كريم باشم.

حضرت فرمودند احسنت وا...

الهي ايت ا.. حسن زاده املي::عمري است آه در بساط ندارم و اينك جز آه در بساط ندارم.

(الهـــــــــــــــي نامه)




مطالب مرتبط با این پست
.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران